ضد لیبرال ها چه می گویند؟ حرف حساب، هیچ. یک مشت به قول شعرا حدیث آرزومندی. آرزو که بد نیست، اما با برنامه فرق دارد. حرف مثبت که ندارند، همه اش نفی و نقد ونق است. نمی دانم اگر نقد منفی نبود این ها چیزی هم برای گفتن داشتند. من به شما میگمیم حرف حسابی هست که قبول دارند اما نمی زنند و آن این که: لیبرالیسم بدیترین نظام ها است الا اینکه بقیه نظام ها از آن بدترند.

غضه داری قضیه اینجاست که این بدسگالی ها و دشمن خویی ها با لیبرالیسم ، باعث بهبودی آن نمی‌شود، بلکه نقص ها و عوارض منفی آن را بدر هم میکند. فی المثل توجه کنید به کسانی که در فرانسه به پا ایستاده اند که نظریه برابری شانس های تحصیلی، که لیبرال ها می گویند،‌خوب نیست و با آن مخالفت می کنند. حاصلش چه شد؟ پسرفت نظام آموزشی. پیشنهاد حضرات چه بود؟ یکسان سازی محض. همه مدرسه ها مثل هم شوند و برای همین منظور هم بند و بساطی به نام مدرسه واحد و مدرسه محل زندگی راه انداختند. این برنامه شان هیچ کمکی به کم کردن نابرابری شانس های تحصیلی نکرد، اما نمی شود گفت هیچ حاصلی نداشته. داشته آن هم  بی سوادی و خشونت در مدارس را زیاده کرده است.

 

بخشی از کتاب چرا روشنفکران لیبرالیسم را دوست ندارند، نوشته رمون بودن ترجمه مرتضی مردیها